تبليغاتX
حكيم

حكيم

وبلاگ گروه فلسفه و منطق شهرستان مرند

گزارش سه ماهه سوم

 گزارش عملکرد سه ماهه سال تحصیلی 88-87 گروه درسی  فلسفه و منطق مرند

1- بازديد از دبيرستانها

2- بررسي سؤالات مسابقه علمي دبيرستان دخترانه درخشان يامچي

4- طراحي، تهيه و تنظيم سؤالات هماهنگ امتحان ميان ترم فلسفه و منطق سال سوم در سطح منطقه

5- برگزاري امتحان فوق با همكاري اداره آموزش و پرورش و گروههاي آموزشي متوسطه در تاريخ 09/02/88

6- برگزاري دومين جلسه علمي و تخصصي گروه فلسفه و منطق در تاريخ 14/02/88

7- صدور گواهي حضور برای هفده نفر از همکاران ، كه در جلسه فوق شركت داشته اند.

8- بازديد از حوزه اصلاح و بازبيني ده درصد از اوراق امتحاني خردادماه واقع در محل هنرستان كار و دانش الزهرا

9- پاسخگويي به سؤالات تلفني و حضوري همكاران

10- بروز رساني وبلاگ گروه

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 9:7  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

ارتباط با سر گروه:

                                  mirkhaleelyuzbashi@yahoo.com

                                    موبايل:  09149912723

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:42  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

اخبار فلسفه

گفتگو با مترجم جلدهای دوم و سوم تاریخ فلسفه کاپلستون

دکتر ابراهیم دادجو

 تاريخ فلسفه كاپلستون از جمله مهم‌ترين كتاب‌هاي آموزشي فلسفه غرب و هم‌اكنون در كشور ما منبع اصلي دانشجويان رشته فلسفه غرب است. بيشتر مجلدات اين كتاب به فارسي ترجمه شده است. جلد نخست اين مجموعه توسط دكتر مجتبوي ترجمه شده و به بررسي فلسفه يونان باستان اختصاص دارد. جلد چهارم اين مجموعه انديشه فيلسوفان عقل‌گراي مدرن، از دكارت تا لايب‌نيتس را تبيين مي‌كند و توسط دكتر اعواني به فارسي برگردانده شده است. جلد پنجم با ترجمه بسيار دقيق جلال‌الدين اعلم به فلسفه تجربه‌گرايي از هابز تا هيوم اختصاص دارد. جلد ششم (از ولف تا كانت)‌ توسط اسماعيل سعادت و مرحوم منوچهر بزرگمهر، جلد هفتم (از فيخته تا نيچه)‌ توسط داريوش آشوري، جلد هشتم (از بنتام تا راسل)‌ توسط بهاءالدين خرمشاهي و جلد نهم (از من‌دوبيران تا سارتر)‌ توسط عبدالحسين آذرنگ و سيدمحمود يوسف‌ثاني ترجمه شده است؛ اما ترجمه نشدن جلدهاي دوم و سوم كه به بررسي تاريخ فلسفه قرون وسطي و دوره رنسانس اختصاص دارد، به معضلي براي محافل فلسفي دانشگاهي تبديل شده بود، چرا كه منبع چندان قابل توجهي در اين زمينه تاكنون موجود نبوده است (به استثناي كتاب نسبتا كم حجمي از دكتر مريم مجتهدي و 2 كتاب از دكتر محمد ايلخاني كه البته از تاريخ چاپ اول اين دو كتاب اخير مدت زيادي نمي‌گذرد)‌، اما سال گذشته جلد دوم كتاب تاريخ فلسفه كاپلستون با ترجمه دكتر ابراهيم دادجو در بازار كتاب عرضه شد. وي دانش‌‌آموخته فلسفه دانشگاه تهران، عضو هيات علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه‌ اسلامي و رئيس گروه معرفت‌شناسي اين پژوهشگاه است. ترجمه «گفتار در مابعد‌الطبيعه» لايب‌نيتس قبلا از ايشان منتشر شده بود. درباره اهميت تاريخ فلسفه كاپلستون با ايشان گفتگويي انجام داديم كه در ذيل اين گفتگو، انتقادهايي كه ايشان به چگونگي چاپ ترجمه خود دارند نيز مطرح شد. ...>         
برگرفته از روزنامه جام جم      ۰۶/۰۲/۸۸
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 19:42  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

اطلاعيه

به اطلاع كليه مدرسين فلسفه ومنطق شهرستان مرند مي رساند سومين جلسه گروه

درسي فلسفه منطق در روز دوشنبه 14/2/88 ساعت 30/17در محل گروههاي آموزشي

برگزار مي گردد.     

موضوع جلسه : چگونگي آماده سازي دانش آموزان براي امتحانات نهايي و نقد و بررسي

بخشي از منطق سال سوم  (سوفسطاييان)جهت پربار شدن هرچه بيشترجلسه از همكاران

 فرهيخته دعوت به عمل مي آيد .

 گروه درسي فلسفه و منطق مرند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 18:46  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

گزارش عملکرد سه ماهه دوم

1-پاسخگویی به سؤال تلفنی و حضوری تعدادی از همکاران در مورد مسایل و مباحث آموزشی

 2- بازدید از حوزه اصلاح اوراق امتحانی دیماه ، بررسی سؤالات فلسفه و منطق و بازبینی ده درصد از اوراق امتحانی

 3- ارسال پیامک به تمامی همکاران در زمینه شرکت یا عدم شرکت در کلاسهای ضمن خدمت استانی که در این ارتباط دو نفر از همکاران برای شرکت در این کلاسها اعلام آمادگی نمودند.

4- درخواست برگزاری امتحان فلسفه و منطق سال سوم در اردیبهشت ماه در جهت آمادگی دانش آموزان برای امتحان نهایی

 5- بازدید از دبیرستانهای معلم،شاملو،بنت الهدی ،علامه و امامی دیزج حسین بیگ و ارسال فرم بازخور بازدیدها به مدارس مربوطه

 6- برگزاری جلسه فوق العاده در تاریخ 23/10/87 برای بررسی پاره ی از مسایل و مباحث

۷- کار بر روی وبلاگ اختصاصی گروه(درج سوالات نهایی خردادماه فلسفه و منطق)
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 18:16  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

يادداشت

علي آقاي عزيز بنده هم از آشنايي با شما خوشوقتم و ما دوست داريم از نظرات ‏‏، پيشنهادات و نوشته ها و مقالات جنابعالي در وبلاگي كه متعلق به خود شماست استفاده نماييم .           

                                                                   ساغ اولون - يوزباشي

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 7:54  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

ره توشه

پروردگار یکتا به حضرت موسی وحی فرمود ای موسی شش چیز در شش جا قرار دارد ولی مردم آن را در شش چیز دیگر طلب می کنند و هرگز آن را نمی یابند . 

   ۱: من راحتی را در بهشت قرار داده ام ولی مردم آن را در دنیا طلب می کنند .

  2: من علم را در گرسنگی قرار داده ام ولی مردم آن را در سیری می طلبند .

  3: من عزت را درنماز شب قرار داده ام ولی مردم آن را در دربار پادشاهان طلب می کنند .

  4: من مقام بلند را در تواضع قرار داده ام ولی مردم آن را در تکبر می طلبند .

  5: من اجابت دعا را در لقمه ی حلال قرار داده ام ولی مردم آن را در قیل وقال طلب می کنند

  ۶:من بی نیازی را در قناعت قرار داده ام ولی مردم آن رادر سرمایه زیاد می طلبند و هرگز آن را نمی یابند.

                                          برگرفته از سايت حوزه

                                               

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 7:33  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

منطق فازي بخش نخست

بخش نخست: منطق پيش از فازي                            نويسنده مقاله:امير شهاب شاهميري
منطق، از ارسطويي تا فازي                                     برگرفته از روزنامه جام جم ششم بهمن ماه۸۷
پيش گفتار

امروزه، بيشتر مردم ارسطو را به‌عنوان بنيان‌گذار «منطق» مي‌شناسند. اين نظر به‌ويژه از سوي غربيان تبليغ مي‌شود؛ چه، ايشان هر گاه كه خود به‌سطحي از دانش يا آگاهي دست يافته‌اند، تاريخ پيدايش آن را همان زمان گذاشته‌اند. براي نمونه، كشف قاره آمريكا را به كريستف كلمب نسبت مي‌دهند؛ با آن كه آسياييان زردپوست، چندين سده پيش از ايشان آن قاره را يافته بودند (كه البته معاون كلاه‌بردار او، آمريكو وسپوچيو1‌ ‌رفت و اين كشف را به‌نام خودش ثبت كرد و بدين جهت آن را به‌اشتباه آمريكا مي‌خوانند![1.)] يا بسط ضرايب دوجمله‌اي را به‌نام بسط نيوتن مي‌شناسند؛ هرچند كه خيامي آن را سيصد سال پيشتر شرح داده باشد![2.] با همين روش است كه آمريكاييان دانش مديريت را داراي تاريخي صد ساله مي‌دانند كه با مبحث مديريت علمي2‌ ‌فردريك تيلور3‌ ‌آغاز مي‌شود[3.]

بگذريم. در اين شكي نيست كه ارسطو از نخستين كساني است كه نوشته‌هاي او در باب منطق برجاي مانده و در جهان فراگير شده است؛ كه اي كاش نشده بود، وگرنه فرهنگ و تمدن بشري زودتر به مراتب بالاتر گام مي‌گذاشت.

ارسطو

ارسطو در سال 384 پ.م. در شهر استاگيراي مقدونيه به‌دنيا آمد. يونانيان باستان در آن زمان به مقدونيان به‌چشم اقوام نامتمدن‌تر مي‌نگريستند. ارسطو در جواني ارث هنگفت پدري را با خوشگذراني و عياشي به‌باد داد و پس از آن از بي‌پولي، مدتي به ارتش پيوست و سپس به آكادمي فلسفه افلاطون در آتن رفت و كم‌كم به‌عنوان انديشه‌ورزي همتراز استاد شناخته شد[4]. ‌ ‌

افلاطون معتقد بود كه اين جهان، جهان جزيي، كه ما را برگرفته است و آن را ادراك مي‌كنيم، تنها صورت‌هاي ظاهر يا نمودها است و واقعيت بنيادي يا حقيقت غايي در جهاني ديگر، يعني در ايده‌ها جاي دارد كه به صور يا نمونه‌هاي مثالي(عالم مثل) يا انديشه ناب شبيه‌اند[5] كه البته بسياري از پژوهشگران تاريخ اديان و فلسفه، اين ايده افلاطون را برداشت نه‌چندان درستي از يكي از شاخه‌هاي فلسفه ايران باستان (يا فلسفه خسرواني) با نام «جهان فروهري» مي‌دانند[6و7]. ‌ ‌

اما ارسطو با ديدگاه افلاطون مخالف بود و در گذر سال‌ها، فلسفه افلاطون را وارونه كرد. وي شماري برهان بنيان‌برانداز در رد نظر افلاطون ارائه كرد، اما از قرار معلوم متوجه اين امر نبود كه اين انتقادها به‌همان درجه بنيان نظريه خودش را هم برمي‌اندازد! با اين حال، به‌نظر نمي‌رسد كس ديگري هم متوجه اين امر شده باشد و در نتيجه نظريات افلاطون، بيشتر در قالب تعاليم تعديل‌يافته ارسطو) به‌صورت فلسفه غالب سده‌هاي ميانه درآمد و نكات مبهم و تناقضات آشكار نوشته‌هاي ارسطو باعث شد كه در اين مدت تنور مباحثات فلسفي داغ بماند![4.]

پس از مرگ افلاطون، ارسطو انتظار داشت كه به رياست آكادمي برسد، اما اسپوسيپوس، پسر عموي افلاطون، به اين منصب رسيد و ارسطو از فرط ناراحتي آتن را ترك كرد و به شهري كه جواني‌اش را در آنجا گذرانيده بود، بازگشت (كه اي كاش هرگز چنين نمي‌شد؛ دست‌كم براي ما ايرانيان!.) شهريار شهر، آرمياس، با آغوش باز از ارسطو پذيرايي كرد و نيازمندي‌هاي وي را تامين كرد تا كتاب «سياست» را بنگارد (كه گمان نمي‌كنم افتخاري براي تمدن بشري به‌شمار آيد!.) ارسطو نسبت به حكومت ديدگاهي پراگماتيسمي داشت آن هم از نوعي كه فلسفه سياسي ماكياولي را (كه انجام هر عمل ستمگرانه از جانب حاكمان را مجاز مي‌داند) روسفيد مي‌كند[4].

ارسطو باور داشت كه هدف حكومت پرورش طبقه‌اي از انسان‌هاي شريف و بافرهنگ مانند خود او است! در چنين حكومتي، حاكم بايد مستبدانه رفتار كند و جايي براي نخبگان و خواص فرهيخته نگذارد، اما مي‌تواند ژستي مذهبي به‌خود بگيرد و سياستي معتدلانه اختيار كند. از نظر او، حاكم بايد با مشتي آهنين نظام استبدادي خود را اداره كند و هرگونه فعاليت فرهنگي آزادانديشانه ممنوع شود و عامه مردم مي‌بايست در هول و هراس و تنگدستي زندگي كنند. مردم را بايد گاه‌وبي‌گاه با راه انداختن جنگ مشغول كرد تا هميشه گوش به‌زنگ بمانند و نياز آنها به داشتن حاكم مقتدر مسجل شود[4] و اين جمله مشهور از ارسطو است كه: «برده، ابزاري جاندار است، آنچنان‌كه ابزار برده‌ايست بي‌جان» و البته روشن است در يوناني كه به ازاي هر مرد آزاد 17 برده وجود داشته و زنان اساسا جزو آدم حساب نمي‌شده‌اند، چنين انديشه‌هايي همواره از جانب حاكمان خريدار داشته است![8]. ‌ ‌

در اينجا فاجعه براي تاريخ بشري، به‌ويژه ما ايرانيان، آغاز مي‌شود: فليپ مقدوني كه به‌تازگي پس از جنگ‌هايي خونين يونان را تصرف كرده بود، از ارسطو دعوت كرد كه به تربيت پسرش اسكندر بپردازد و اسكندر هم شاگرد خوبي نشان داد و چنان بلايي بر سر يونان و ايران درآورد كه شرح آن را خود بهتر مي‌دانيد و خارج از موضوع بحث ما است.

منطق ارسطويي

با ديدگاهي چنان مستبدانه كه شرح آن در بالا آمد و تقسيم مردمان به دو دسته «خوب‌ها و بدها»، «دوست و دشمن» يا «حاكم و برده»، طبيعي است كه منطقي كه بنيان گذارده مي‌شود نيز دودويي4‌ ‌و دوحالتي باشد. در منطق ارسطويي ارزش يك گزاره يا جمله درست يا نادرست است و ارزش يك عبارت كامل (كه بعدها به جملات خوش‌ساخت5‌‌شناخته شدند) هنگامي درست است كه تك‌تك جملات آن درست باشد و حتي اگر يك جمله نادرست باشد، ارزش كل عبارت نادرست خواهد بود؛ همان‌گونه كه او مي‌گفت كه همه اعمال يك حاكم درست است، چون در صورتي كه حتي يك كار او نادرست باشد، به‌معناي آن است كه وي دركل آدمي نادرست است (و بنابراين كسي حق ندارد هيچ‌يك از كارهاي حاكم را زير سوال ببرد، چون جرم است.)

روابطي يا عملگرهايي6 كه در اين منطق براي تركيب جملات به‌كار مي‌شود، «و»، «يا» و «نه»7‌ ‌(يا به‌عبارتي تركيب فصلي، تركيب عطفي و نقيض)8‌ است كه عملگرهاي مهمي چون «شرط9» يا «استلزام10» و «ياي انحصاري11» نيز از روي آنها ساخته مي‌شود.

اين عملگرهاي پايه و عبارات منطقي در تركيباتي با يكديگر «هم‌ارز» مي‌شوند و شگفت آنكه ارسطو در برخي از ساده‌ترين و بنيادي‌ترين هم‌ارزي‌ها اشتباهاتي بچگانه كرد و طي 1400 سال كسي آنها را نفهميد، تا آنكه پورسينا برخاست و برخي از آنها را تصحيح كرد[9] و بنابراين بايد به اروپاييان حق داد كه قرون وسطي را با رنسانس به پايان رسانيدند، چون پيش از آن كليسا، بدون توجه به تفاوت خداي افلاطون و ارسطو، سعي در اثبات وجود خدا با منطق ارسطويي داشت![10] و بي‌خود نيست كه برخي از متفكران مدرن مانند نيچه و هايدگر سقراط و افلاطون را مايه تباهي فلسفه مي‌دانند[5].

ارسطو ارزش‌ها را تنها به‌صورت تيره و روشن مي‌ديد، چنان‌كه در فصل هفتم از كتاب چهارم (كتاب گاما) مي‌گويد: «اما در واقع وجود هيچ چيز مياني در بين دو نقيض نيز امكان ندارد، بلكه درباره يك چيز، بايد يك چيز را، هرچه باشد، يا ايجاب كرد يا سلب[11.]» حتي بدتر از آن، انديشه‌هاي پيشينيان خود را كه نخستين گام‌هاي ورود به دنياي واقعي منطق را پيموده بودند، رد مي‌كند: «... و سخن آناكساگوراس حاكي از اين‌كه در بين دو نقيض يك مياني وجود دارد، چنان است كه گويي همه چيز را نادرست و دروغين مي‌سازد...[ 11]» و اين دقيقا همان چيزي است كه روند پيشرفت دانش و تمدن بشري را به‌ويژه در مغرب‌زمين نزديك به دو هزار سال كند كرد و گاه به بيراهه كشانيد. چنين تفكر جزم‌گرايانه‌اي كه جهان را سياه و سفيد ببيند، از پايه در انديشه‌هاي شرقي نامربوط است (البته به‌جز برخي از اديان و مذاهبي كه بعدها متاثر از فلسفه و منطق افلاطون و ارسطو پديد آمدند) چنان‌كه در آيين‌هاي ايران باستان اهورامزدا و اهريمن دو سر بازه نيكي و بدي هستند و در ميان اين دو، آدميان، ديوها و ديگر موجودات درصدي از نيكي و بدي را در خود دارند. آيين بودايي نيز با كمترين تفاوت، چنين مي‌گويد.

منطق شرقي

پس در اين ميان جاي شگفتي ندارد كه پايه‌هاي منطقي كه جهان واقعي با آن كار مي‌كند، به‌دست يك ايراني پديد آيد! وي پروفسور لطف‌الله عسكري‌زاده (معروف به لطفي‌زاده يا زاده) است. ‌ از نظر لطفي‌زاده، درست بودن يا حتي به‌ظاهر درست بودن اين فكر در گرو آن بود كه منطق ارسطو نادرست انگاشته شود. براي او اين بدان معنا بود كه لازم نيست چيزها سياه يا سفيد باشند. حقايق دو ارزشي ما فقط بازتاب‌هاي مشروط بوده‌اند. سه هزار سال تاريخ غرب فقط يكي از چند مسير ممكن در گذر فضا–زمان بوده است. تمام اين ماجرا ممكن است نادرست بوده باشد، يا بدتر از آن، يك هوا و هوس محدود فرهنگي ... به‌نظر مي‌رسيد كه لطفي‌زاده مي‌گويد كه يا حق با اوست يا با اكثر علم و فرهنگ غربي. فقط يكي از آنها درست مي‌گويند. انتخاب بين اين دو روشن به‌نظر مي‌رسد. من فكر مي‌كنم حق با اوست[12.]

                                   
منابع

[1] تري ديري، آمريكا (تاريخ ترسناك 6)، مهرداد تويسركاني، نشر افق، 1386.

[2] عمربن‌ابراهيم خيامي، دانشنامه خيامي، به‌اهتمام رحيم رضازاده‌ملك، انتشارات علم و هنر، 1377.

[3] گريگوري مورهد، گريفين، رفتار سازماني، ترجمه دكتر سيدمهدي الواني و دكتر غلامرضا معمارزاده، انتشارات مرواريد، 1379.

[4] پل استراترن، آشنايي با ارسطو، ترجمه شهرام حمزه‌اي، نشر مركز، 1380.

[5] پل استراترن، آشنايي با افلاطون، ترجمه شهرام حمزه‌اي، نشر مركز، 1379.

[6] فريدون آدميت، تاريخ فكر از سومر تا يونان و روم، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، 1386.

[7] دريو ا. هايلند، بنيادهاي فلسفه در اساتير و حكمت پيش از سقراط، ترجمه رضوان صدقي‌نژاد، كتايون مزداپور، نشر علم، 1384.

[8] اميرمهدي بديع، يونانيان و بربرها، ترجمه احمد آرام، جلد اول، نشر پرواز، 1364.

[9] احمد فرامرز قراملكي، تاثير تاريخي ابن‌سينا در توسعه دانش منطق، مجموعه مقالات همايش بين‌المللي ابن سينا، همدان، 1383.

[10] پل استراترن، آشنايي با آكويناس، ترجمه شهرام حمزه‌اي، نشر مركز، 1379.

[11] ارسطو، متافيزيك، ترجمه دكتر شرف‌الدين خراساني، انتشارات حكمت، 1385.

ريچارد پالكين و آوروم استرول، كليات فلسفه، ترجمه دكتر سيدجلال‌الدين مجتبوي، انتشارات حكمت، 1376.

[12] بارت كاسكو، تفكر فازي، ترجمه علي غفاري، عادل مقصودپور، عليرضا پورممتاز و جمشيد قسيمي، انتشارات دانشگاه خواجه نصير طوسي، 1384.

پي‌نوشت‌ها

Americo Vespuccio.1‌

 Scientific Management.2‌

 Fredrick W. Taylor.3‌

 Binary.4‌

Well-Formed Formula.5‌

 Operator.6‌

 And / Or / Not.7‌

Disjunction / Conjunction / Negation.8‌

 Condition.9‌

Implication.10‌

 Exclusive Or.11‌

Fuzzy Logic. 12|

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 9:53  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

منطق فازي بخش دوم

بخش دوم: منطق فازي                       
منطق، از ارسطويي تا فازي                             برگرفته از روزنامه جام جم سيزدهم بهمن ماه۸۷
پروفسور لطف‌الله عسگري‌زاده (همچنين با نام‌هاي لطفي‌علي‌عسگرزاده، لطفي‌زاده، لطفي ‌عسكرزاده، لطفي ع. زاده و زاده شناخته مي‌شود.1) در سال 1300 ميلادي در شهر باكو در جمهوري آذربايجان متولد شد. پدرش روزنامه نگاري ايراني و اهل اردبيل بود كه به‌دلايل شغلي در آذربايجان به‌سرمي‌برد و مادرش نيز پزشكي اهل روسيه بود.

وي ده ساله بود كه بر اثر قحطي سراسري پديد آمده، به ايران بازگشت و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در تهران (دبيرستان البرز) و تحصيلات عالي را در دانشگاه تهران انجام داد. لطفي‌زاده در امتحانات كنكور سراسري، مقام دوم را به‌دست آورد.

در سال 1321 رشته الكترونيك دانشگاه تهران را با موفقيت به پايان رسانيد و در طي جنگ دوم جهاني براي ادامه تحصيلات به دانشگاه فني ماساچوست (ام‌آي‌تي) در آمريكا رفت و در سال 1325 درجه كارشناسي ارشد را در مهندسي برق دريافت كرد و در سال 1328 از دانشگاه كلمبيا درجه دكتراي خود را دريافت كرد.

او در دانشگاه كلمبيا با تدريس در زمينه «تئوري سيستم‌ها» كارش را آغاز كرد. سپس به تدريس در چند دانشگاه معتبر امريكا پرداخت. در سال 1338 به بركلي رفت تا به تدريس الكتروتكنيك بپردازد و از سال 1342 ابتدا در رشته الكتروتكنيك و پس از آن در رشته علوم كامپيوتر كرسي استادي گرفت و از سال1370 به‌طور رسمي بازنشسته شده است.

پروفسور لطفي زاده داراي بيست و پنج دكتراي افتخاري از دانشگاه‌هاي معتبر دنياست، بيش از دويست مقاله علمي را به تنهايي در كارنامه علمي خود دارد و در هيات تحريريه پنجاه مجله علمي دنيا مقام مشاور را دارد. وي يكي از پژوهشگراني است كه داراي بيشترين يادكرد2 در مقالات علمي جهان بوده است[1و2.] ‌ ‌

پروفسور لطفي‌زاده نظريه فازي3 (گنگ، مبهم، نادقيق، گيج، مغشوش، ...) را در سال 1344 طي مقاله‌اي با نام «مجموعه‌هاي فازي»‌منتشر كرد. چكيده اين مقاله كه جهان دانش را براي هميشه دگرگون ساخت، بدين شرح است:

«يك مجموعه فازي، دسته‌اي از اشيا با درجه عضويت پيوسته است. چنين مجموعه‌اي توسط يك تابع تعلق (مشخصه)4 مشخص مي‌شود كه به هر شيء درجه‌اي از عضويت بين صفر و يك را انتساب مي‌دهد. مفاهيم شمول، همبستگي، مكمل، رابطه، تحدب و جز آن، براي چنين مجموعه‌اي نيز گسترش يافته و خواص گوناگون اين مفاهيم در بستر مجموعه‌هاي فازي بنياد گذارده شده است ...» [3.]

تفاوت احتمالات و فازي

پس از ارائه نظريه فازي، سيل انتقاد و ريشخند، بيشتر از سوي رياضيدانان، به اين تفكر تاخته شد. بيشتر ايشان فازي را تقلب و بازگويي از علم احتمالات مي‌دانستند: ‌ ‌

پروفسور ويليام كاهان، دانشگاه بركلي كاليفرنيا: «نظريه فازي اشتباه است؛ اشتباه و مخرب. آنچه بدان نياز داريم، تفكري منطقي‌تر است، نه كمتر منطقي ... منطق فازي كوكايين علم است.»

پروفسور مايرون تريبوس، ‌IEEE‌: «حالت فازي حالت ابهام‌آلودي از احتمالات است. من مي‌توانم با احتمالات كنترلري طراحي كنم كه بتواند همان كارهايي را انجام دهد كه منطق فازي انجام مي‌دهد.»

پروفسور رودولف كالمن، دانشگاه فلوريدا، آمريكا: «فازي‌سازي نوعي آسان‌گيري علمي است. حاصل آن شعارهاي عامه‌پسند است كه نظام سخت كار و مشاهدات دقيق و صبورانه علمي را به‌همراه ندارد» [4.]

سيبي را در دست خود نگه داريد. آيا آن يك سيب است؟ بله. چيزي كه در دست شماست، متعلق به مجموعه‌اي از فضا و زمان است كه ما آن را مجموعه سيب مي‌ناميم.

حال من آن سيب را مثل بازي گل يا پوچ پنهان مي‌كنم و از شما مي‌پرسم احتمال اين‌كه سيب در دست راست من باشد چقدر است؟ اگر كلكي در كار نباشد، خواهيد گفت: «50 درصد!» و اين احتمال است. وقتي كه شما 50 درصد را مي‌گوييد، تصور شما با يك سيب نيمه، متفاوت است.

اكنون گازي به آن سيب مي‌زنم. آيا آن هنوز يك سيب است؟ چقدر سيب است؟ گازي ديگر و گازي ديگر ... تا سيب به هيچ تبديل شود. كي اين سيب به هيچ تبديل مي‌شود؟

منطق فازي

اين گزاره را در نظر بگيريد:

‌:P خورشيد در آسمان مي‌درخشد. ‌ ‌

ارزش اين جمله چيست، درست يا نادرست؟ فرض كنيد در يك روز زمستاني اين مقاله را مي‌خوانيد و به‌هر حال به‌آن ارزش درست (يا يك) مي‌دهيد، اما آيا ارزش اين جمله نيم ساعت پيش يا پس از اين زمان (كه احتمالا باز هم آن را درست مي‌دانيد) نبايد تفاوتي داشته باشد؟ در يك ظهر گرم تابستاني هم اين گزاره همين ارزش را دارد؟ و ما بايد آن‌قدر نادان باشيم كه چنين تفاوت‌هايي را لحاظ نكنيم؟!

خوب بر فرض كه پذيرفتيم كه ارزش اين گزاره، مثلا 75/0 باشد و بر فرض كه گزاره زير نيز ارزش 4/0 داشته باشد:

‌Q‌: هوا گرم است. ‌ ‌

خوب حالا جملات منطقي را چگونه تركيب كنيم و ارزش عبارات منطقي را چگونه نمايش دهيم؟ براي كساني كه يا جبر بول منطق دووضعيتي و ارسطويي آشنايي دارند، اين مساله به‌سادگي شناخته مي‌شود:

‌P and Q = Min (P , Q)

‌P or Q = Max (P , Q)‌

‌)1 -P+Q ‚1( P then Q = Min‌

البته اين توابع تنها يكي از طرح‌هاي پيشنهادي براي نمايش تركيب عطفي، تركيب فصلي و استلزام منطقي در منطق فازي هستند و توابع بسياري، كه به شرايط و كاربرد بستگي دارند، توسط بسياري از پژوهشگران ارائه شده است[5.]

سيستم‌هاي فازي

سيستم‌هاي فازي، سيستم‌هاي مبتني بر دانش5 و قواعد6 هستند. قلب يك سيستم فازي يك پايگاه دانش بوده كه از قواعد «اگر – آنگاه7» فازي تشكيل شده است. يك قاعده «اگر – آنگاه» فازي يك عبارت شرطي است كه برخي واژگان آن با توابع تعلق پيوسته مشخص مي‌شود. براي نمونه:

اگر سرعت اتومبيل بالا است، آنگاه نيروي كمتري به پدال وارد كنيد.

كميت‌هايي مانند كم، متوسط يا زياد، با توابع تعلق فازي (مانند شكل) نمايش داده مي‌شوند[6.] ‌ ‌

زماني كه دانشمندان و مهندسان غربي منطق و سيستم‌هاي فازي را ناديده مي‌انگاشتند يا بدان مي‌تاختند، رقيبان شرقي آنان مشتاقانه آن را به كار بسته و در حوزه تجاري ماشين‌هاي هوشمند از آن بهره مي‌بردند.

در سال 1991 ژاپني‌ها از مرز يك ميليارد دلار فروش سالانه محصولات فازي گذشتند. در آن زمان سيستم‌هاي فازي بيشتر در مواردي مانند ترمز قطار (و ترمز ‌ABS‌ خودروها)، ماشين‌هاي لباسشويي و محصولات صوتي و تصويري تمركز داشت. اما امروزه تقريبا در تمامي محصولات مدرن در سراسر جهان به‌كار گرفته مي‌شود.


مراجع

 www.wikipedia.org]. 1]‌

 www.hupaa.com].2]

L. A. Zadeh, Fuzzy Sets, Informationand]‌ .3]

‌.)1965( ‚353-338 ‚8 Control

[4] بارت كاسكو، تفكر فازي، ترجمه علي غفاري، عادل مقصودپور، عليرضا پورممتاز و جمشيد قسيمي، انتشارات دانشگاه خواجه نصير طوسي، 1384.

[5] اميرشهاب شاهميري، مباني هوش مصنوعي به‌زبان ساده، انتشارات نظري، 1376.

[6] لي وانگ، سيستم‌هاي فازي و كنترل فازي، ترجمه محمد تشنه‌لب، نيما صفارپور و داريوش افيوني، دانشگاه خواجه نصير طوسي، 1385.


پي‌نوشت‌ها

1. نام وي هم مانند نظريه‌اش «فازي» است! و اين هم از مشكلات نام‌گذاري‌هاي ايراني، به‌ويژه در روستاها به‌شمار مي‌آيد و مردم را ناگزير از كوتاه كردن نام‌هايشان مي‌گرداند.

‌Highly-Cited‌.2

‌Fuzzy.3

Membership (Characteristic) Function.4

Knowledge-Based Systems‌.5

‌Rule‌.6

If - Then‌.7

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 9:44  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

مجموعه سوالات امتحانات نهایی فلسفه و منطق سال

سوم ادبیات و علوم انسانی

 از خردادماه81 تا  شهریور87

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 9:30  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

درس هفتم فلسفه

رديف

سؤالات فلسفه

سال وماه

علتهاي چهارگانه

1- روش فلسفي ارسطو به چه نامي معروف شد؟سه تن ازپيروان مسلمان ارسطو رانام ببريد.

 

خرداد 81

2-  ارسطو علت فاعلي را در حركات طبيعي چگونه تفسير مي كند؟

 

خرداد 81

3-  ارسطو فلسفه راچگونه دانشي مي داند؟و ازديدگاه ارسطو وظيفه يك فيلسوف چيست؟

 

خرداد 82

4- درعبارت زيرعلت هاي چهارگانه رامشخص كنيد.                                                                                                                    

--«پيكرتراش براي تزيين تالارتنديسي ازسنگ مرمرمي تراشد.»

 

خرداد 82

5- علتهاي چهارگانه را با ذكر مثال نام ببريد.

 

خرداد 83

6- ارسطو براي توجيه عقلاني هر پديده اي از چه امري استفاده كرده است؟  

    الف) عالم مثل          ب) علل اربعه          ج) ادراكات          د) تغيير و تحول پديده ها

 

خرداد 84

 7- ميل طبيعي در درون اشياء را با انگيزه و نيت كه در ذهن انسان است ، مقايسه كنيد.

 

خرداد 84

 8- جوجه نسبت به تخم مرغ . . . . . . . . . . . . است و نسبت به مرغ  . . . . . . . . . . . . است .

 

خرداد 84

9- جاهاي خالي را كامل كنيد.

  الف)درنظر ارسطو آنچه شدني است . . . و آنچه بودني است . . . نام دارد.

  ب)علتهاي . . . و . . . علل بيروني اشياء مي باشند.

  ج)دانه لوبيا براي گياه لوبيا در حكم علت . . . است؟

  د)ارسطو علت فاعلي دروني را كه مبدا حركت و سكون در اجسام مي باشد . . . مي نامد.

  ه)درنظر ارسطو . . . وجود بالقوه و مايه اوليه است كه در اثر تغيير و تحول به . . . مي رسد.

 

خرداد85

10- علتهای بیرونی را نام ببرید و برای هر یک مثالی بیاورید.

 

خرداد86

11- در نظر ارسطو ، نسبت یک صورت به صورت بالاتر از خود چیست ؟

     الف) غایت آن است.       ب) فاعل آن است.            ج) ماده آن است.             د) صورت آن است.

 

خرداد86

12- وظیفه فیلسوف از نظر ارسطو چیست ؟

     الف ) تفسیر جهان هستی از افق مثل                     ب ) تفسیر جهان ماوراء طبیعت از افق علل اربعه

     ج ) تفسیر جهان هستی طبق ادراک حسی              د ) تفسیر جهان هستی از افق علل اربعه

 

خرداد86

13- جاهای خالی را با کلمات مناسب پر کنید:

      در یک هسته ی بلوط درونی که آن را از مرحله ای به مرحله ی بالاتر سوق می دهد ........... است که از

      این جهت آن را علت ............. می نامند و از جهت اینکه سرانجام دانه ی بلوط می خواهد به یک درخت

      بلوط تبدیل شود ، درخت بلوط شدن را علت .............. می گویند و از آن جهت که عامل    درونی ودانه ی             

    محرِّک بلوط است آن را علت .............. می نامند.

خرداد87

14- طبق نظر بهمنیار هر یک از موارد مشخص شده در عبارات ذیل ، بیانگر چه نوع علتی می باشد؟

      الف) علت یا داخل بود در قوام چیزی ... و آن جزو یا به قوّت بود ، چنانچه خشت سریر را.

     ب) یا علت آن بود که جزوی از وجود نبود ... و آن بود که از بهر او چیزی بود.

خرداد87

1- با طرح مثالي ، علتهاي چهارگانه را از نظر ارسطو تعريف كنيد.

 

 

ش 82و 81

2- روش فلسفي ارسطو به چه نامي معروف شد ؟ سه تن از پيروان مسلمان ارسطو را نام ببريد .

 

 

 

ش 83

3- ابتدا ماده يا هيولا را طبق نظر ارسطو تعريف كرده سپس براي آن يك مثال بنويسيد .

 

 

ش 83 و 86

4- منظور از طبيعت جسم چيست ؟ با ذكر مثال آن را توضيح دهيد .

 

 

ش84و85 و 87

5- علت مادي وعلت صوري را تعريف كرده ، سپس براي هر كدام مثالي بياوريد .

 

 

ش 84 و 85

6- ارسطو علت فاعلي را در حركات طبيعي چگونه تفسير مي كند؟با ذكر مثال توضيح دهيد .

 

 

ش 86

7- جاهای خالی را با عبارت مناسب پر کنید :

  ارسطو به ما می آموزد که برای توجیه عقلانی هر پدیده می توان از ........... استفاده کرد.

 

ش 87

8- در سؤال ذیل هریک ازموارد ستون راست با یکی ازموارد ستون چپ تناسب دارد ،آن را بیابید:

                                                                                           1) علت صوری

       الف) در نهایت تبدیل به خوشه ی گندم شدن دانه ی گندم               2) علت  مادی

        ب) دانه ی گندم نسبت به جوانه ی گندم                                  3) علت فاعلی  

        ج) جوانه ی گندم نسبت به دانه ی گندم                                   4) علت غایی   

 

ش 87

1- ارسطو چگونه فيلسوفي است و به چه موضو عاتي علاقمند بود؟

 

 

ديماه 81

2- علت مادي در نظر ارسطو چيست؟ و چگونه به مرحله فعليت نايل مي شود؟

 

 

ديماه 81

و 83

3- علت صوري و علت فاعلي را ذكر مثال تعريف كنيد.

 

 

ديماه 82

4- ارسطو فلسفه راچگونه دانشي مي داند؟ و ازديدگاه ارسطو وظيفه يك فيلسوف چيست؟

 

 

ديماه 82

و 83

5- در جمله زير علت هاي چهار گانه را مشخص كنيد .

« هنرمندي مجسمه ي طلائي را بخاطر تزئين تالار ساخت »

 

 

ديماه 84

6- طبيعت جسم را تعريف كنيد .

 

 

ديماه 84

 

7- ارسطو علت فاعلي را در حركات طبيعي چگونه تفسير مي كند؟

 

 

ديماه 85 و86

8- علتهاي بيروني (از علل چهارگانه) را نام ببريد و براي هر يك مثالي بياوريد .

 

 

ديماه 85

9- ابتدا ماده یا هیولا را طبق نظر ارسطو تعریف کرده ، سپس برای آن یک مثال بنویسید.

 

 

ديماه 86

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 7:10  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

درس ششم فلسفه

رديف

سؤالات فلسفه

سال وماه

گوهرهاي اصيل و جاودانه

1-  براساس تمثيل غارافلاطون،هريك ازمفاهيم زيرراباچه چيزي مي توان تطبيق داد.

  1-زندان غار             2-پرتوآتش   3-اشياي بيرون وانسانهاي درحال رفت وآمد      4-خروج آدمي ازغار و تماشاي اشياء گوناگون در روي زمين

خرداد 81

2- آيا افلاطون ادراك حسي را شايسته ي اعتنا مي داند؟ توضيح دهيد.

خرداد 81

3- روش افلاطون درمباحث فلسفي چگونه بود؟اواين سبك را ازچه كسي آموخته بود؟

خرداد 82

4- ويژگيهاي معرفت حقيقي و نحوه دست يافتن به آنرا از نظر افلاطون بيان كنيد.

خرداد 83

5- منظور افلاطون از گوهرهاي اصيل و جاودانه (مثل) چيست؟ / و رابطه آن با موجودات این جهان چگونه است؟

خرداد 84و83 و 86

6- نظر افلاطون درباره ي ادراك عقلاني چيست؟

خرداد 84

7-ويژگيهاي معرفت حقيقي را از نظر افلاطون نوشته و سپس بگوييد هر يك از آن ها ضامن چه امري است؟

خرداد 84 و 86

8- باذكر مثال توضيح دهيد مرجع حقيقي كليات ازنظر افلاطون كجاست و چگونه به آن مي توان رسيد؟

خرداد85

9- ابتدا ويژگي هاي معرفت حقيقي را از نظر افلاطون نوشته سپس بگوئيد چرا افلاطون ادراكات حسي را شايسته اعتنا نمي داند؟

 

خرداد85

10- به سوال ذیل با یک عبارت کوتاه پاسخ دهید:

   در آغاز بحث «شناسایی» ابتدا افلاطون چه سؤالاتی را مطرح کرد؟

 

خرداد87

11- اگر چنانکه سوفسطائیان می گفتند ، شناسایی معتبرهمان ادراک حسی باشد و احتمال خطا نداشته باشد ،چه نتایج تناقض آمیزی به دنبال خواهد داشت؟ توضیح دهید.

 

خرداد87

1- راه حل افلاطون براي رسيدن به شناسايي حقيقي داراي  چندمرحله است؟هريك راتوضيح دهيد./ از ديد گاه افلاطون براي رسيدن به معرفت حقيقي چه بايد كرد؟

ش 81و82

2- افلاطون شاگرد چه كسي بود؟

ش 81

3- راه حل افلاطون براي رسيدن به شناسايي حقيقي داراي به چه نظريه اي شهرت داشت؟

ش82

4- به نظر افلاطون معرفت حقيقي داراي چه ويژگيهايي بايد باشد ؟

ش 83

5- دو رساله از افلاطون را نام ببريد .

ش 83

6- در تمثيل غار ، افلاطون هر يك از عبارات زير را ، به چيزي تشبيه مي كند ؟

   الف) زندان غار                  ب) پرتو آتش                ج) اشياء بيرون و انسانهاي در حال رفت و آمد

   د) خارج شدن آدمي از غار و تماشاي اشياء گوناگون در روي زمين            هـ) غار

ش83  و 84 و 87

7- چرا افلاطون ادراكات حسي را شايسته اعتنا نمي داند ؟

ش 84

8- ويژگي هاي معرفت حقيقي را از نظر افلاطون بنويسيد. وسپس بگوئيدهريك ضامن چه امري است؟

ش85 و 86

9- به عقيده افلاطون زنداني بيرون آمده از آغاز چه مراحلي را بايد طي كند تا به ديدار خورشيد نايل گردد؟

ش85

10- نظر افلاطون درباره جهان طبيعت چيست؟

ش 86

11- جاهای خالی را با عبارت مناسب پر کنید :

     افلاطون خطا ناپذیربودن معرفت را ضامن .......... و به امورپایدارتعلق داشتن معرفت راضامن ........... می داند.

 

ش 87

12- مثل را از نظر افلاطون در یک الی دو سطر تعریف کنید.

ش 87

1- ويژگي معرفت حقيقي از نظر افلاطون چيست؟و هر كدام ضامن چه چيزي است؟

ديماه 81

و 83

2-  ابتدا مثل را تعريف سپس بگوييد افلاطون مثل را به چه منظوري مطرح كرده است؟

ديماه 81

3- راه حل افلاطون براي رسيدن به شناسايي حقيقي داراي  چند مرحله است؟ هريك را توضيح دهيد.

ديماه 82

و 83

4- الف) مثل را تعريف كرده و رابطه آن را با عالم طبيعت بيان كنيد.

    ب) ويژگي معرفت حقيقي از نظر افلاطون . . . . . . . . . . .  و  . . . . . . . . . . . است.

ديماه 84

5- باذكر مثال توضيح دهيد مرجع حقيقي كليات از نظر افلاطون كجاست و چگونه به آن مي توان رسيد؟

دي 85

6- ابتدا ویژگیهای معرفت حقیقی را از نظر افلاطون نوشته ، سپس بگوئید چرا افلاطون ادراکات حسی را شایسته اعتنا  نمیداند ؟

دي 86

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 12:48  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

درس پنجم فلسفه

رديف

سؤالات فلسفه

سال وماه

شهيد راه حكمت

1- سقراط ازجستجوبراي كشف رازپيام غيبي سروش ، به چه نتيجه اي رسيد؟

 

خرداد 81

2- سقراط بالاترين سعادت براي مردم شهرش راچه مي دانست؟

 

خرداد 82

3- چرا سقراط همه بحثها و كاوشهاي علمي و فلسفي را در نسبي بودن دانش بي معني مي داند؟

خرداد 82

4- نمايندگان سه گروه مخالف سقراط يعني(شاعران،خطيبان،وكيلان،پيشه وران ومتنفذان)رابنويسيد؟

خرداد 82

5- هدف سقراط از گشت و گذر در كوچه و بازار چه بود؟و چرا آن را وظيفه ي خود مي دانست؟

خرداد 83

6- به سؤالات زير پاسخ دهيد .

   الف) سقراط مي گفت : وظيفه قاضي . . . . . . . . . . . . . . . و وظيفه من  . . . . . . . . . . . . . . .است .

  ب) داناي حقيقي در نزد سقراط كيست ؟

  ج) پيام سقراط داراي چه جنبه هايي است ؟

 د) در نظر سقراط ملاك انجام هر كاري چيست ؟

خرداد 84

7- سقراط بهترين راه وصول به دانش درست و مطمئن را در چه مي دانست؟

خرداد85 و 86

8- سقراط سعادت شهر خود را در . . . مي دانست وداناترين آدميان در پيام سروش دلفي . . . بود.

 

خرداد85

9- جاهای خالی را با کلمات مناسب مطابق متن کتاب کامل کنید :

نمی دانم سقراط در واقع آوای .................... و درس آگاه شدن از گوهر ............ را که در درون هر انسانی نهفته شده است ، طنین انداز کرده است .

 

خرداد86

10- به سوالات ذیل با یک عبارت کوتاه پاسخ دهید:

     الف) «نمی دانم» سقراط ، سوفسطائیان را ازاسارت کدام نوع جهل آزاد می ساخت؟

    ب) سقراط زمینه ساز پیدایش کدام مبحث در علم منطق شده است؟

   ج) در آغاز بحث «شناسایی» ابتدا افلاطون چه سؤالاتی را مطرح کرد؟

 

خرداد87

11- استدلال سقراط در دادگاه آتن در خصوص اتهام انکار خدایان ، چه بود؟ با ذکرمثال توضیح دهید.

 

خرداد87

1- توضيح دهيد سقراط درباره اين اتهام كه او جوانان را گمراه مي كند ،‌ در دادگاه چه پاسخي داد؟

 

ش 81

2- توضيح دهيد سقراط درباره اين اتهام كه او خداپرست نيست ،‌ در دادگاه چه پاسخي داد؟

ش82

3- چرا سقراط از مرگ هراسي نداشت ؟ دليل پذيرش مرگ از نظر او چه بود ؟

ش 83 و 87

4- دو جنبه ي مهم پيام سقراط را به اختصار شرح دهيد .

ش 84 و 85

5-توضيح دهيد نمي دانم سقراط با نمي دانم سوفسطائيان چه تفاوتهايي دارد؟

 

ش86

6- به عقيده سقراط براي شروع هركاري بهترين مطلبي كه بايد در نظر گرفته شود چيست ؟

 

ش86

7- تعیین کنید کدامیک از گزینه های ذیل صحیح و کدامیک غلط است؟

   سقراط گام اول در طریق حکمت و دانایی را همانا «خداشناسی» می داند.

 

ش87

8- جاهای خالی را با عبارت مناسب پر کنید :

   الف «نمی دانم» سقراط ، سوفسطائیان را از اسارت .......... آزاد ساخت.

 

ش87

1- نكته بر جسته پيام سقراط را بنويسيد./ دو جنبه بسيار مهم پيام سقراط را به اختصار توضيح دهيد. 

 

ديماه 81

83 و 86

2- الف ) به اعتقاد سقراط ، گريز از . . . . . . . . . . . دشوار نيست ، گريز از . . . . . . . . . . . . .دشوار است .

    ب ) به اعتقاد سقراط ، بالاترين خدمتي كه او در حق مردم شهر آتن كرده بود ، چه بود ؟

    ج ) منظور از « نمي دانم سقراط » چيست ؟

ديماه 84

 

3- كدام مبحث منطق يادگار مباحث سقراط است؟ آن را به طور مختصر توضيح دهيد.

 

دي 85

4- به نظر سقراط انسان چگونه مي تواند از وسوسه شك و گمان خلاصي يابد و راه حقيقت را بپيمايد .

 

دي 85

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 11:1  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

درس چهارم فلسفه

رديف

سؤالات فلسفه

سال وماه

نخستين فلاسفة بزرگ (آغاز فلسفه)

1- چرا سوفسطائيان دنبال كردن شيوه جهان شناسان را بيهوده مي دانستند؟/ چرا سوفيستها آموزش علوم سياست و فن سخنوري را ترويج مي كردند؟

 

خرداد 81 و 82

2- دواثر منفي عقايد سوفسطائيان را در يونان بنويسيد./ توضيح دهيد اثرهاي منفي عقايد سوفسطائيان را در ميان افكار مردم آن زمان چه بود؟

 

خرداد 84و83

3- اثرهاي(منفي ومثبت)عقايد سوفسطائيان را بطور مختصر بيان كنيد.

 

خرداد85

4- سوفسطائیان جه تاثیر مهمی در تاریخ فلسفه گذاشتند ؟

 

خرداد86

5- جاهای خالی را با کلمات مناسب مطابق متن کتاب کامل کنید :

سرچشمه های اندیشه های راز گونه بشر را که ............. دارد باید در میان ...............  مردم مشرق زمین جستجو کرد.

 

خرداد86

6- دو سوفسطایی مشهور را نام برده و تفاوت نظر آنها را بنویسید.

 

خرداد87

1- دواثر منفي عقايد سوفسطائيان را در يونان بنويسيد .

 

ش81

2- مسئله مورد بحث انديشمندان نخستين چه بود؟ دو نمونه مثال بزنيد.

 

ش 82

3- چرا سوفسطائيان پيروي از شيوه ي جهان شناسان را كاري بيهوده مي دانستند ؟

 

ش 83

4- عقيده پروتاگوراس و گرگياس درباره ي حقيقت چه بود ؟ با هم مقايسه كنيد .      

       

ش 84 و86

5- عقيده گرگياس درباره ی  حقيقت چه بود؟

 

 

ش85

6- تعیین کنید کدامیک از گزینه های ذیل صحیح و کدامیک غلط است؟

   الف) بسیاری از مورخان معتقدند که تأملات بشر پیرامون هستی در ابتدا با باورهای دینی همراه بوده و به زبان عقلی بیان شده است.

   ب) سوفسطائیان آموزش علوم سیاست و فن سخنوری را ترویج کردند.

 

ش87

7-جاهای خالی را با عبارت مناسب پر کنید :

   الف) انسان معیار همه چیز است ، شعار .......... است و هیچ چیز را نمی توان شناخت ، عقیدۀ .......... است.

 

ش87

1- در قرن پنجم قبل از ميلاد چه عاملي سبب بي اعتمادي مردم نسبت به دانش وانديشه شد؟

 

 

ديماه 81

2- افكار اصلي گرگياس را بنويسيد.

 

ديماه 82

3- آراء و نظرات گوناگون جهان شناسي چه نتيجه اي را در پي داشت ؟

 

ديماه 83

 

4- چرا پرو تاگوراس معتقد است كه انسان معيار همه چيز است ؟

 

ديماه 84

 

5- الف ) چرا از سرزمین یونان به عنوان مهد تفکر فلسفی یاد میکنند ؟

     ب ) عقیده گرگیاس در باره وجود و شناخت چیست ؟

 

 

دي 86

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 11:0  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

درس سوم فلسفه

رديف

سؤالات فلسفه

سال وماه

فلسفه چيست (3)

1- بحث وحدت و كثرت را در فلسفه اولي توضيح دهيد.

 

خرداد 81

2- دانشي كه درپي يافتن احكام و قواعد هستي اشياء باشد چه نام دارد؟ يك مورد از مسائل آن را نام ببريد.

 

خرداد 82

3- منظور از هستي شناسي يا مابعدالطبيعه چيست؟

خرداد 82

4- علوم مختلف و مابعدالطبيعه هر كدام موجودات را از چه جهتي بررسي مي كنند؟/تفاوت علوم مختلف ، با مابعدالطبيعه را در مطالعه ي اشياء توضيح دهيد .

خرداد 83

5- چهارمورد از مسائل فلسفه اولي يا ما بعدالطبيه را نام ببريد .

 

خرداد 84

6-كدام مورد از مسائل فلسفه اولي نيست؟

    الف)علت و معلول                                          ب)وحدت وكثرت

    ج)كميت و كيفيت اشياء                                 د)هستي وچيستي

خرداد85

7- فلسفه اولي نام ديگري است بر . . . . .  . .  كه پيرامون . . . . . . . . بحث می كند.

 

خرداد85

8- توضیح دهید چه تفاوتی میان کار یک فیلسوف و یک عالم در بررسی اشیاء وجود دارد ؟

 

 

خرداد86

9- تعیین نمایید کدامیک از عبارات ذیل صحیح و کدامیک غلط می باشد؟

    الف) یکی از مسائل مشترک میان علم و فلسفه ی اولی بحث از «هستی» اشیاء می باشد.

   ب) «کثرت» اشیاء سبب تمایز آنها از یکدیگر و «وحدت» آنها باعث مشابهت و همانندی آنها است.

خرداد87

1- چهار مورد از مسائل مسائل فلسفه اولي يا مابعدالطبيعه را نام ببريد.

 

ش 82و81 و87

2- بحث وحدت و كثرت در فلسفه چگونه قابل تبيين است؟

ش83

3- مابعدالطبيعه راتعر يف كرده وسپس سه مورد از مسائل فلسفه اولي را نام ببريد.

 

ش 8485 و86

1- هدف فلسفه اولي چيست؟

ديماه 81

2- علوم مختلف و مابعدالطبيعه هر كدام موجودات را از چه جهتي بررسي مي كنند؟ تفاوت علوم مختلف با مابعدالطبيعه را در مطالعه ي اشياء توضيح دهيد.

 

ديماه 83

3- دو مورد از مسائل فلسفه اولي را نام ببريد .

 

ديماه 84

4- علم مابعدالطبیعه را تعریف کنید و دو مورد از مسائل آن را بنویسید.

 

دي 86

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 10:59  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

درس دوم فلسفه

رديف

سؤالات فلسفه

سال وماه

فلسفه چيست (2)  فلسفه و علوم انساني

1-  نحوه ارتباط فلسفه با علم روان شناسي را بنويسيد.

خرداد 82

2- ارتباط فلسفه را با روان شناسي در زمينه « شناخت » بنويسيد./ بحث شناخت (يامعرفت)در كدام علوم مورد بررسي   -قرار مي گيرد؟توضيح دهيد.

خرداد 83

 

3- ارتباط فلسفه با علم هنر را شرح دهيد.

خرداد 84

 

4- مسئله اي كه موجب پيوند فلسفه و جامعه شناسي مي شود بحث . . . و . . . است.

خرداد85

5- عقیده  فیلسوفان مکتب فلسفی مارکسیسم  و فیلسوفان الهی را در باره انسان و پایگاه طبقاتی او ، مقایسه کنید .

 

خرداد86

6- هر یک از سوالات ذیل مربوط به کدام علم است؟

    الف) حکومت بر مردم حق چه کسانی است؟

    ب) وضع «قانون» برای مجازات مجرمان وظیفه ی چه کسانی است؟

     ج) زیبایی چیست؟

     د) فرق یک هنرمند با دیگران در چیست؟     

خرداد87

1- هر يك از سؤالات زير در چه علمي مورد بحث قرار مي گيرد؟   

الف)فرق يك هنرمند با ديگران چيست؟                     ب)چرا راستي و درستي خوب است و دروغ و خيانت بد؟        ب)چه كسي بايد براي مجازات قانون وضع كند؟          د)حكومت بر مردم حق چه كساني است؟

 

ش 81

2- هدف از فلسفه اخلاق چيست؟

ش82

3- ارتباط فلسفه با روانشناسي در زمينه « روح » بنويسيد .

ش 83

4- هر يك از سوالات زير در چه علمي مورد بحث قرار مي گيرد ؟

  الف ) آيا انسان مي تواند خود را ا ز تاثيرمطلق وبي قيد و شرط پايگاه طبقاتي خود آزاد سازد ؟

  ب ) مردم بايد از چه كسي يا چه كساني اطاعت كنند ؟

  ج ) چرا راستي و درستي خوب است و دروغ و خيانت بد ؟

  د ) چرا شاعران زبان زيبايي را مي فهمند وبعضي ديگر آن زبان را نمي فهمند ؟

ش84

5- نحوه ارتباط فلسفه با روان شناسي را بنويسيد.

 

ش85

6- نحوه ارتباط فلسفه با علم سياست را بنویسید.

 

ش 86

7- در سؤال ذیل هریک ازموارد ستون راست با یکی ازموارد ستون چپ تناسب دارد ،آن را بیابید:                                                                                                  1                                                         1 ) برخی جامعه شناسان غربی اقتدار و مشروعیت  سیاسی را ازآن اکثریت می دانند.

       الف)فلسفه ی جامعه شناسی                  2) انسان علاوه برجسم مادی دارای روح غیرمادی نیزهست. 

       ب) فلسفه ی روانشناسی                      3) آیا انسان موجودی است کاملاً تابع پایگاه طبقاتی خود؟

       ج) علم حقوق                                   4) جرم چیست؟

       د) علم سیاست                                  5) چرا بعضی زبان زیبایی اشیاء را می فهمند؟

                                                          

                                                                                 

ش 87

1- بحث آيا جامعه براي خود مستقل و متفاوت از افراد جامعه دارد يا ندارد يك بحث ....................است.

  و بحث آزاد بودن و مجبور بودن و تابع بودن انسان نسبت به شرايط پايگاه طبقاتي ....................است.

ديماه 81

2- بحث شناخت (يامعرفت)در كدام علوم مورد بررسي قرار مي گيرد؟ توضيح دهيد.

ديماه 82

 

3- هر يك از سوالات زير در چه علمي مورد بحث قرار مي گيرد .

  الف ) چرا بعضي زبان زيبائي و هنري اشياء را مي فهمند و بعضي ديگر آنرا نمي فهمند؟

  ب ) چرا بايد اشخاص مجرم مجازات و تنبيه شوند؟

  ج ) آيا ارزش هاي اخلاقي نسبي است؟

  د ) مردم بايد از چه كسي يا چه كساني اطاعت كنند؟

ديماه 84

 

4- نحوه ارتباط فلسفه با علم روانشناسی را بنویسید.

 

دي 86

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 10:58  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

درس اول فلسفه

رديف

سؤالات فلسفه

سال وماه

فلسفه چيست (1)

1- چهار مورد از مباني فلسفي علوم تجربي را نام ببريد.

 

خرداد 81

2-  دو نمونه از فرضهاي اوليه و مقدماتي كه دانشمندان در همه ي علوم تجربي آن را پذيرفته اند ، نام ببريد.

 

خرداد 82

3- چرا سقراط مايل نبود او را سوفيست يا دانشمند بخوانند.

 

خرداد 83

4- توضيح دهيد كه چه نوع تلاشي را مي توان به عنوان يك كار فلسفي قلمداد كرد؟

 

 

خرداد 84

5- اصل تبعيّت همه موجودات را از قانون علّيّت با يك مثال توضيح دهيد.

 

 

 

خرداد85

6- چرا اندیشمندان و همچنین مردم امروز به سراغ بحثهای فلسفی می روند ؟

 

 

خرداد86

7- جاهای خالی را با کلمات مناسب پر کنید:

     الف) کلمه ی سفسطه در زبان عربی از لفظ ...........گرفته شده و اکنون معنای رایج آن ........... است.

 

خرداد87

1- معناي كلمات «فيلوسوفيس» ،  «سوفيست» و «سفسطه» را بنويسيد.

 

 

ش 81

2- اصطلاح فلسفه دربين مردم چه معنايي دارد؟

 

 

ش 82

3- ريشه يوناني لفظ فلسفه چيست و به چه معنا ست ؟

 

 

ش84

 

4- چهار مورد از مباني فلسفي علوم طبيعي را نام ببريد.

 

 

 

ش85 و 86

5- تعیین کنید کدامیک از گزینه های ذیل صحیح و کدامیک غلط است؟

     لفظ یونانی «فیلوسوفیا» به معنی «دوستداردانش» می باشد.

 

ش 87

6- جاهای خالی را با عبارت مناسب پر کنید :

    الف) از نظرارسطوآنچه نخستی دانشمندان وهمچنین مردم امروز را به بحث های فلسفی کشانیده ............. می باشد.

 

ش 87

1- چرا سقراط مايل نبود او را سوفيست يا دانشمند بخوانند.

 

ديماه 81

2-  نام پنج اصل از اصول و مباني فلسفي علوم تجربي (طبيعي) را بنويسيد .

 

 

ديماه 82

و84 و 86

3- روش فلسفه ي علوم طبيعي در بر خورد  با دانشهاي تجربي چگونه است ؟

 

 

ديماه 83

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 10:55  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

گزارش عملکرد سه ماهه اول

1- ارزیابی صدرصد از اوراق امتحانی فلسفه ی دوره ی پیش دانشگاهی و سال سوم در جریان خردادماه87  و درخواست تقدیر به تعدادی از همکاران که امتیاز بالاتر از میانگین را کسب نموده اند .

 2- بررسی و کنترل برنامه هفتگی مدارس (از حیث عدم سه ساعت یا چهارساعت پشت سرهم ، دانش آموز محوری و اصلاح بعضی از نواقص برنامه ها به صورت تلفنی و بعضاً ارائه مکتوب به مسئولین مربوطه

 3- تنظیم برنامه سالانه گروه فلسفه و منطق

 4- بازديد از دبیرستان فاطمیه (1)ارسال فرم بازخورد بازديد به مدرسه مربوطه

 5- به روز رسانی بانک سؤال خردادماه ،شهریور و دیماه از 87-81

 6- بازدید از نمایشگاه کتاب تبریز

 7– ارسال بانک سوالات نهایی فلسفه و منطق به مدارس به 16 نفر از همکاران

 8- تهیه و تکثیر سی دی های آموزشی به تعداد 6 حلقه برای یکی از همکاران

 9-تشکیل جلسات علمی و تخصصی گروه درسی فلسفه و منطق که اولین جلسه آن در روز 04/09/87 برگزار گردید.

 10-جمع آوری شماره موبایل سی و دو نفر از همکاران جهت ارسال و ذریافت sms و ارتباط سریع و مستمر با همکاران

 11- پاسخگویی به سؤال تلفنی و حضوری تعدادی از همکاران در مورد مسایل و مباحث آموزشی

12-ارتباط مستمر با سر گروه استان به صورت حضوری و تلفنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 18:12  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

مناظره بهمنیار با ابوعلی سینا

 

بهمنیار مباحثه ای دارد با استادش بوعلی سینا. بهمنیار معتقد بود که همه چیز عوض می شود؛ نه تنها بدن انسان، بلکه روان انسان هم عوض می شود. همین طور که بدن انسان در یک لحظه غیر از بدن لحظه بعد است، من این لحظه هم غیر از من لحظه بعد است. روزی با استادش بوعلی درباره همین مسئله مباحثه می کرد. بوعلی گفت: اینجور نیست، بدن عوض می شود ولی (من) عوض نمی شود، (خود) ثابت است. او پافشاری داشت.

یک دفعه که سئوال کرد، بوعلی سکوت کرد و جواب نداد. گفت: چرا جواب نمی دهی؟ گفت: آن بوعلی که تو در آن لحظه از او سئوال کردی که در لحظه بعد نیست. آن سؤال کننده لحظه قبل هم در لحظه بعد نیست. تو در لحظه که سؤال می کنی یک آدم هستی و با یک مخاطب حرف می زنی، در لحظه بعد تو آدم دیگری هستی و او نیز اصلاً وجود ندارد. پس نه تو در لحظه بعد هستی که جواب بگیری و نه من در لحظه بعد هستم که جواب بدهم.
در همین جا بهمنیار دیگر سکوت کرد.

                                                            
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:0  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  | 

ماجرای اولین برخورد ابن سینا با بهمنیار

 

این قضیه معروف است و در کتابهای خودمان نوشته اند: بوعلی سینا شاگرد مبرزی دارد به نام بهمنیار آذربایجانی که آذربایجانی هم هست. او ابتدا زردشتی بود (از خاندان زردتشتی بود) ولی اواخر مسلمان شد. می گویند بوعلی این شاگرد را کشف کرد. روزی بوعلی در دکان نانوائی بود. بهمنیار که بچه کوچکی بود به نانوا گفت: کمی آتش احتیاج داریم برای آتشگیره.یک ذره آتش بده می خواهم ببرم خانه مان.
نانوا گفت: آتش را که این جور نمی شود برد، برو ظرفی بیاور. فوراً این بچه مشتش را پر از خاکستر کرد و گفت: آتش را اینجا بگذار. بوعلی کشف کرد که این بچه باهوشی است. رفت سراغ پدر و مادرش. گفت: حیف است که این بچه از بین برود، او را در اختیار من قرار بدهید، در آینده مرد فاضلی خواهد شد.     

                                          

   

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:53  توسط گروه فلسفه و منطق مرند  |