وبلاگ گروه فلسفه و منطق شهرستان مرند

گفتگو با مترجم جلدهای دوم و سوم تاریخ فلسفه کاپلستون
دکتر ابراهیم دادجو
پروردگار یکتا به حضرت موسی وحی فرمود ای موسی شش چیز در شش جا قرار دارد ولی مردم آن را در شش چیز دیگر طلب می کنند و هرگز آن را نمی یابند .
۱: من راحتی را در بهشت قرار داده ام ولی مردم آن را در دنیا طلب می کنند .
2: من علم را در گرسنگی قرار داده ام ولی مردم آن را در سیری می طلبند .
3: من عزت را درنماز شب قرار داده ام ولی مردم آن را در دربار پادشاهان طلب می کنند .
4: من مقام بلند را در تواضع قرار داده ام ولی مردم آن را در تکبر می طلبند .
5: من اجابت دعا را در لقمه ی حلال قرار داده ام ولی مردم آن را در قیل وقال طلب می کنند
۶:من بی نیازی را در قناعت قرار داده ام ولی مردم آن رادر سرمایه زیاد می طلبند و هرگز آن را نمی یابند.
برگرفته از سايت حوزه
مجموعه سوالات امتحانات نهایی فلسفه و منطق سال
سوم ادبیات و علوم انسانی
از خردادماه81 تا شهریور87
مجموعه سوالات امتحانات نهایی فلسفه و منطق سال
سوم ادبیات و علوم انسانی
از خردادماه81 تا شهریور87
|
| ||
|
این قضیه معروف است و در کتابهای خودمان نوشته اند: بوعلی سینا شاگرد مبرزی دارد به نام بهمنیار آذربایجانی که آذربایجانی هم هست. او ابتدا زردشتی بود (از خاندان زردتشتی بود) ولی اواخر مسلمان شد. می گویند بوعلی این شاگرد را کشف کرد. روزی بوعلی در دکان نانوائی بود. بهمنیار که بچه کوچکی بود به نانوا گفت: کمی آتش احتیاج داریم برای آتشگیره.یک ذره آتش بده می خواهم ببرم خانه مان.
| ||||||
|
سخنرانی دکتر رضا سليمان حشمت در جمع دبيران نواحی پنجگانة تبريز
باورهاي يونان باستان مبتني بوده بر نوشتههاي هومر و هزيودس. تئوس(Theos)، زئوس(Zeos) يا دئوس(Deos) ايزد ايزدان بود. يونانيان تصوري از خلقت نداشتند. خدايان يوناني به ايزدان نزديكترند. خدا به معناي صاحب و مالك است. ايزد يعني معبود، ربّ و اله، كه از «يج ويز» به معني پرستش آمده است. يوناني به جاي ميت، هيستوريا(hitoria) را كه يك كلمة آيوني(يوناني) و به معني شناخت ايزدان بوده، بكار ميبرد. هيستوريا به معني «ديدن» بوده است. شعر براي يوناني يعني ميتولوژي. ارباب انواع همان ميتها هستند كه در افلاطون به كليات تبديل شدهاند. ايزدان يا ارباب متفرقون به قول قرآن، هر يك وكيل يك چيز بودند. ميتها فقط اله و الههها نيستند بلكه شامل پهلوانان و غيره هم ميشوند. آپولون ايزد خرد و حكمت است. ايزدان مستقل بودند و تابع زئوس نبودند. مثل انسان بودند. ايزد ايزدان ميتواند به معناي خدا يا فرشته بكار رود. در اسلام ايزد پرستي وجود ندارد.
نزاع ميان انسان و ايزدان همواره بوده است. در دورة ما انسان ميخواهد ايزدان را مسخّر كند. انسان دورة جديد نميخواهد جز خود را پرستش كند. فكر ميكند خدا و امور ماورائي با او ستيز ميكنند و او را محدود ميكنند.
يونانيان شيطان ندارند. دمونها نيمه ايزدانند. اگر دمونها به نفع قهرمان عمل كنند، خوباند و گرنه بدند. در انجيل يوناني كلمة «دمون» آمده است. در فرهنگ ايراني عالم بالا داريم كه همان مينوان و مجردات هستند، و عالم پايين كه همان گيتي، غسق يا غاسق است. مينوان برخلاف فرهنگ اسلامي همه پاك نيستند و در واقع دو دستهاند: انگره مينو، سپنتا مينو. انديشة نيك و بد به عنوان اموري جدا از هم مال ما ايرانيهاست و ديگران از ما گرفتهاند. ما ايرانيها دوگانه انديشيم: نور و ظلمت، خوب و بد و...
ما وقتي فلسفه ميخوانيم به سنت خودمان فكر نميكنيم و اين خطاي بزرگي است. فلسفه با زبانشناسي، مردمشناسي و اديان و... مرتبط است. فهم ما زماني كامل ميشود كه پس زمينهها را بفهميم.
حكما با شعر و ميتولوژي مخالفت كردند. سقراط با ايزدان مخالف بوده است. پرسشهاي ترديد آميز سقراط، پرسش از ميت است. ارسطو ميگفت ايزدان كاري به ما ندارند. فلسفي كردن ميت با افلاطون شروع ميشود. هر «كلي» يك ميت و ربالنوع دارد. كار فلسفه انتزاع و جدا كردن است.
حكمت و فلسفة يوناني به اسلام نزديكتر است تا ميت. چون فلسفه توحيدي است. استاد ما (مرحوم سيد احمد فرديد) ميگفت: تئولوژي همان طاغوت زدگي است. به عنوان مسلمان بايد گفت: افلاطون آري و افلاطون نه. يعني در عين حال كه متعاطي فلسفه هستيم، توجه داريم كه فلسفه يوناني است. بايد فلسفه را بشناسيم تا گذشت از فلسفه داشته باشيم. بايد اهل فلسفه باشيم تا از فلسفه بگذريم.

غرب هنوز بنا به همان ميراث فرهنگي گذشتة خود، ايرانيان را بزرگترين دشمن خود ميداند. براي مثال، نو محافظهكاران.
برگرفته از وبلاگ گروه فلسفه و منطق استان(محفل فرزانگان)
پارادوكس سوفسطايي وشاگردش
تهیه و تنظیم از : فرامرز علیپور دانش آموز سال سوم ادبیات و علوم انسانی دبیرستان شاملو مرند
در يونان قديم ، روزي از روزها جواني به سراغ يك سوفسطايي رفت واز او خواست كه فنّ سوفسطايي گري را به او ياد دهدتا او هم بتواند همانند ساير سوفسطايي ها در دادگاه به عنوان موكّل شركت واز اين طريق امرار معاش كند از آنجا كه اين جوان وجهي براي پرداختن نداشت از سوفسطايي خواست تا زمان اولين محاكمه اش صبر كند و به محض اينكه از اولين محاكمه اش پولي به دست آورد به آن سوفسطايي بدهد بنابراين آنها قراردادي تنظيم كردندكه مفاد قرار داد بدين نحو بود :اگر جوان در اولين محاكمه اش با استدلالهايي كه سوفسطايي به او ياد داده است موفق شد و محكمه را به نفع خودبه پايان رساند از بابت تعليمات استاد مبلغي معيّن به او بپردازد در غير اين صورت يعني در صورت شكست در محكمه ديگر هيچ ديني نسبت به استادش نخواهد داشت وهيچ مبلغي به او پرداخت نخواهد كرد. مدّت ها از زمان عقد اين قرارداد گذشت ولي اين جوان در هيچ دادگاهي شركت نكرد اين وضعيّت استاد او را عصباني كرد چون او در انتظار رسيدن به حق الزحمه ي خود بود و بهانه هاي جوان را موجّه نمي دانست.
تا اينكه بالآخره از دست شاگردش به دادگاه شكايت كرد.دادگاه تشكيل شد و جوان در دادگاه حاضر شد و استاد خود چنين گفت و استدلال كرد: اگر محكمه به نفع من راي دهد طبق راي دادگاه من مبلغي به تو نخواهم داد و اگر من در اين محكمه شكست بخورم طبق قرارداد باز هم مبلغي به تو پرداخت نخواهم كرد. چون طبق قرارداد هيچ بدهي اي به تو نخواهم داشت. امّا استاد او گفت كه بر عكس در هر صورت بايد مبلغ مورد نظر را بپردازد او چنين استدلال كرد: اگر دادگاه به نفع من رأي داد توملزم خواهي بود كه مبلغ مورد نظر را به من بدهي واگر دادگاه به نفع تو رأي دهد تو در اولين محكمه ات پيروز شده اي! پس دراين صورت هم بايد آن مبلغ را به من بپردازي .
نصیحت سقراط
پیش از آنکه سقراط محاکمه کنند از وی پرسیدند : « بزرگترین آرزویی که در دل داری چیست ؟» وی پاسخ داد: بزرگترین آرزوی من این است که به بالاترین مکانی که در آتن صعود کنم و با صدای بلند به مردم بگویم که :
ای رفقا ! چرا با این حرص و ولع بهترین و عزیزترین سالهای عمر خود را به جمع آوری ثروت و عبادت طلا می گذرانید؟ در حالی که آنگونه که باید و شاید در تعلیم
و تربیت اطفالتان – که مجبور هستید روزی ثروت خود را برای آنان باقی گذارید – همت نمی کنید ؟
آینده ی فلسفه
# نویسنده : آقای کاظم اصغری
از زماني كه كانت امكان مابعدالطبيعه را زير سؤال برد و از آن پس، بشرِ عصر فلسفه از تحقيق حقايق مأيوس گرديد، بين عمل و نظر جدايي افتاد، و فلسفه در ارادهي معطوف به قدرت نيچه و شبه فلسفههايي مثل: پوزيتيويسم، نئوپوزيتيويسم، فلسفهي تحليل زباني و سر انجام آشفته بازار جريان پست مدرن رسوب كرد و فلسفه در چهرهي شناخت شناسي و منطق خود را نمايان ساخت. از ديگر سو، عصر ارتباطات تصويري و گرافيكي تحقق يافت، فلسفه نيز همگاني و آسان شد و كاربرد روزمره يافت، و حتي صحبت از «فلسفه براي كودكان» شد، . . .
تلقي ديگري از فلسفه پيش آمد و . . . كتب فلسفه و منطق مدارس و دانشگاهها ديگرگون شد.
. . . در حاليكه سفسطه همگاني شده بود. زندگي روزمره، رسانههاي جمعي و عالم سياست خيسِ مغالطه بود . . .
گويي در برهههاي تاريخ، خانهي ذهن و زبانِ مردمان ويران ميشود. سؤال نابهنگام و شبهه از زمين و آسمان ميبارد و اذهان ميانمايگان سرگردان ميشوند.
آيا اين همان پايان فلسفه است؟
حكم كردن دربارهي آيندهي فلسفه (اگر بتوان در اين باره حكمي كرد) تا حدود زيادي بستگي به اين دارد كه دربارهي گذشتهي فلسفه چگونه بينديشيم. البته قصد ما پيش بيني وضع آتي فلسفه نيست بلكه ميخواهيم با نگاه به گذشتهي فلسفه دربارهي وضع كنوني و آيندهي آن اندكي تأمل كنيم. انديشيدن به گذشته فلسفهي نيز كار آساني نيست. كساني در شرق و غرب قدم در اين راه پرمخاطره و پرمخافت گذاشتهاند. يكي از مسائلي كه دربارهي فلسفه مطرح است، مسئلهي گذشته و آيندهي فلسفه است. يعني اينكه، فلسفه چه سيري داشته و به كجا رسيده و چه افقي پيشرو دارد؟ نفسِ همين مسئله بودنِ فلسفه را نشانهي بحران در فلسفه و پايان آن گرفته اند.
فلسفه در يونان، قرون وسطاي مسيحي و اسلامي و غربِ جديد سيري داشته است. در اينكه فلسفهي مسيحي به پايان رسيده چندان بحثي نيست. فلسفه در غرب جديد هم ره آموز يك تمدن بوده و اين تمدن امروزه از ريشهي خود جدا شده، طوريكه شاخ و برگها اصل و ريشهي خود را حتي انكار ميكنند. در عالم اسلام هم به نظر اروپائي ها و اتباع آنها در هند و . . .، فلسفه اسلامي با ابن رشد به پايان رسيده است. و به نظر كساني ديگر نيز فلسفهي اسلامي به پايان راه خود رسيده اما با ملاصدرا. در اينجا به بيان برخي آراء مطرح شده دربارهي بحران در فلسفه و پايان آن ميپردازيم.
بعد از كانت در غرب دفاع از فلسفه به معني مابعدالطبيعه و بحث عقلي در ماهيت اشياء دشوار و غير قابل دفاع شده است.[1][1] كانت اُنتولوژي را بي جا و ناشي از اشتباه دانست. فيخته براي فلسفه عنوانِ «علمِ علم» را اختيار كرد. هگل گفت كه دوران فيلوسوفيا گذشته است و ما در عصر سوفيا وارد شده ايم.[2][2] ماركس تئوري را متعلق به گذشته قلمداد كرد و گفت: تاكنون فلاسفه عالم را تفسير ميكردند، اكنون بايد عالم را تغيير داد. او به اين ترتيب پايان فلسفه را اعلام كرد و فيلسوف تكنيك شد.[3][3] كيركه گور اصلاً خود را فيلسوف ندانست. نيچه نيز در صدد رد مابعدالطبيعه و در طلب كشف و دريافت شرائطي برآمد كه مابعدالطبيعه در آن امكان موجوديت يافته است. هوسرل نيز به جاي فلسفه و مابعدالطبيعه، پديدارشناسي را براي روش تفكر خود اختيار كرد. او گرچه سوداي تجديد فلسفه داشت، در پايان كار پي برد كه در سعي خود به جايي نرسيده است.[4][4]
حادثهي مهم در فلسفه در قرن بيستم، پيدايش تزلزل در اركان اصالت عقل(rationalisme) و چون و چرا در عقلانيت و تجدد(modernité) بود. كمترين عيب اصالت عقل اين است كه حجاب و مانع فهم و ادراك ميشود و اساس خود را ويران ميكند يا آن را ميپوشاند. راسيوناليسم در حقيقت با دكارت پيدا شد و از هنگامي كه كانت ضعف و نارسائي آن را آشكار كرد، در صورتهاي مختلف علم انگاري، اصالت تحصل(positivisme)، و راسيوناليسم انتقادي (critical rationalism) به ضديت با فلسفه و تفكر مبدل شد و به صورت اين داعيه درآمد كه هرچه از حدود فهم و احاطهي عقل جزئي بيرون است، وجود ندارد يا قابل اعتنا نيست.[5][5]
بعضي از بزرگان ديگر، مثل: نيچه، ويتگنشتاين، و هيدگر و بعدها فيلسوفان پساساختارگرايي چون، ليوتار كه از بزرگان فلسفه هستند، به صورتهاي مختلف اعلام كردهاند كه فلسفه به پايان رسيده است. آنان از مرگ قطعي و قريب الوقوع فلسفه خبر دادهاند. اين سخنان خارق اجماع به نظر ميرسد، زيرا حتي وقتي سخن از پايان فلسفه به ميان ميآيد، فيلسوفي پيدا ميشود و در صدد بر ميآيد كه پايان فلسفه را تفسير كند.[6][6] در حقيقت با رشد تكنو لوژي و بسط علوم اجتماعي بود كه بحران در فلسفه ظهور كرد. و با اين بحران دوران مابعدالطبيعه پايان يافته اعلام شد. اساساً پس از كانت، فلسفه و مابعدالطبيعه به شرح و بيان شرائط شبه متعالي تجربهي علمي مبدل شده است.[7][7]
و بدينسان دورهي فترتي بوجود آمد به نامِ پست فلسفه(post philosophy)، كه عبارت بود از: وضعيتِ پست مدرن كه در گسترهي آن، آرمانهايِ روشنگري در معرض چالشِ پيگير گذاشته شد.[8][8] هيدگر بر آن است كه فلسفهي سنتي هم به لحاظ اخلاقي و هم به لحاظ فكري كارآيي خود را از دست داده و از حل معضلات اساسيِ سوژهي انساني عاجز است. اين نظرِ هيدگر بر فلاسفهي پُست مدرن تأثير بسزايي داشت، تا جايي كه همسو با وي اعلان كردهاند كه فلسفهي سنتي در ايجاد عصر «تهيدستي» و «بي ساماني» يا «بي خانماني» ِما همدست و شريك جرم است.[9][9] به زعم هيدگر، فلسفه در عصر حاضر واردِ واپسين مراحلِ خود شده است.[10][10] دكتر فريدريس نيوهنر ميگويد: . . . اكنون فلسفهي جديدي در غرب وجود ندارد، بلكه تنها تاريخ فلسفه باقي مانده است. در غرب آنطور كه در گذشته فيلسوفان دربارهي جهان و خالق و آفرينش در تعقل بودهاند، گمان نميكنم كه اكنون چنين افرادي وجود داشته باشند.[11][11]
به اميد ظهور پس فرداي منتظر
#آقای کاظم اصغری فوق لیسانس فلسفه ، دبیر دبیرستانهای مرند و سرگروه محترم استان هستند .
٭ ليست كتابهاي موجود در گروه فلسفه و منطق
1- مهر تابان يادنامه و مصاحبات تلميذ و علامه سيد محمدحسين طباطبايي
تاليف : علامه سيد محمدحسين حسيني طهراني
2- آموزش فلسفه در 2 جلد تأليف : استاد محمد تقي مصباح يزدي
3- منطق تاليف : استاد محمد رضا مظفر ترجمه : منوچهر صانعي دره بيدي
4- آموزش منطق تأليف: محسن غرويان
5- حكمت نظري و عملي در نهج البلاغه تأليف :آيه الله جوادي آملي
6- ملاحظاتي درباره ي ماركسيسم تأليف : محمد يوسف حريري
7- در آمدی جدید بر فلسفه اخلاق نویسنده : هری . جی . گنسلر ترجمه : حمیده بحرینی
8- کلام فلسفی (مجموعه مقالات ) ابراهیم سلطانی – احمد نراقی
9- آموزش منطق نویسنده : استاد محسن غرویان
10- دنیای سوفی داستانی دربارۀ تاریخ فلسفه نویسنده : یوستین گردر ترجمه : حسن کامشاد
11- منتخبی از مقالات فارسی دربارۀ شیخ اشراق به اهتمام حسن سید عرب
12- آکاستوس : دو گفتگوی افلاطونی مرداک ترجمه ی اصغر ترابی فارسانی
لیست CD های موجود گـروه فلسفه و منطق در گروه
1- سی دی کمک آموزشی هزار آزمون
2- همایش دبیران فلسفه استان آذربایجان شرقی 3-1
3- فلسفه 1 منهج جدید
4- نمونه روش تدریس- فلسفه پیش دانشگاهی آقای اصغری
5- نورالحکمه 2
6- بانک سوال (فلسفه و منطق سال سوم )
7- دائره المعارف فلسفه
8- ندای مطهر در چهار CD هر کدام حاوی 30 ساعت سخنرانی استاد شهید مطهری
از زندگي بزرگان
بهمنيار از شاگردان بنام ابوعلي سينا بود ، به او پيشنهاد كرد كه : « استاد چرا ادعاي نبوت و پيامبري نمي كني ؟»
بوعلي به او پاسخي نداد .
در يكي از شبهاي سرد كه هوا يخبندان بود و هردو زير كرسي گرم خفته بودند ، بوعلي گفت : تشنگي مرا رنج مي دهد، كمي آب براي من حاضر كن .
او به خاطر اين كه از زير كرسي گرم خارج نشود ، گفت : « استاد آب در چنين موقعي براي سينه شما ضرر دارد.» بو علي گفت :« استاد تو در طب منم !تو به من دستور مي دهي ؟» بهمنيارگفت :« حقيقت اين است كه من نمي توانم براي آوردن آب سرماي خارج را تحمل نمايم . »
در همين حال صداي مؤذن از ارتفاع گلدسته به گوش رسيد : « الله اكبر . . . . »
بوعلي گفت : اي بهمنيار ! نبوت و پيامبري لايق آن كسي است كه خودش چند صد سال است از دنيا رفته ، ولي اكنون مؤذن به عشق و محبت او بر بالاي مأذنه رفته و نام وي را به عظمت و بزرگي ياد مي كند ؛ نه من كه استاد تو هستم و حاضر نيستي كمي آب براي رفع تشنگي من بياوري .»
· درك و فهم/ فراگيري: توضيح و تفسير، ترجمه و تعبير يك مطلب به بيان ديگر، تلخيص، بيان معنا و مفهوم و منظور اصلي، بيان پيامدها و نتايج و تميز و تشخيص نتيجهگيريهاي، مطالب مذكور در كتاب را از دانش آموز ميخواهيم.
· كاربرد: به كاربردن و پياده كرده اصول و روشها و نظريات يادگرفته شده را در موارد خاص، پيش بيني اثر احتمالي يك چيز(مثل: تعيين و تشخيص مصاديق) از دانش آموز ميخواهيم.
· تجزيه و تحليل: استنباط لوازم و نتايج يك مطلب(كه عيناً در كتاب ذكر نشده)، بيان اجزا و ابعاد يك مطلب، تشخيص عيب و اشكال يك مطلب، بيان دليل و شاهد و شناسايي نتايج از دلايل و مقدمات آنها، بيان ارتباطها و تميز مطالب مربوط از مطالب نامربوط، تشخيص مباني و اصول و پيش فرضهاي يك مطلب، تشخيص مطالب اصلي از مطالب فرعي، مورد نظر است.
· تركيب: از دانش آموز انتظار ابتكار/ خلاقيت ارائهی راه حل تازه، قصه پردازي ... ، نوشتن مقاله، سخنراني بالبداهه، بازسازي و تركيب اجزاء داريم. در مورد روشهاي تشويق و ترغيب دانش آموزان به خلاقيت رجوع كنيد به كتاب: «يك» نوشتهی آقاي سعيدي.
· ارزشيابي: از دانش آموز ميخواهيم به نقد يك نظريه، قضاوت و داوري، مقايسة(دروني و بيروني) نظريات بپردازد.
۱- شناخت از ديدگاه علمی و از ديدگاه قرآن - علامه محمدتقی جعفری - دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
۲- تفکر منطقی(روش تعليم و تربيت) - فيلیپ جی. اسميت و اچ. گوردون هولفيش - ترجمهی دکتر علی شريعتمداری - انتشارات سمت.
۳- فلسفه در عمل(مدخلی بر پرسشهای عمده) - ادم مورتون - ترجمهی فربرز مجيدی - انتشارات مازيار.
۴- کتاب کوچک فلسفه - گريگوری برگمن - ترجمهی کيوان قباديان - نشر اختران.
۵- روانشناسی پرورشی - دکتر علی اکبر سيف - مؤسسهی انتشارات آگاه.
۶- دنيای نوجوان - دكتر محمدرضا شرفی - انتشارات تربيت.
۷- اقدام پژوهی - رضا سالكی - پژوهشكدهی تعليم و تربيت.
۸- مهارتهای آموزشی و پرورشي(روشها و فنون تدريس) - دكتر حسن شعبانی - انتشارات سمت.
۹- طبقه بندی اهداف پرورشی - بنجامين اس. بلوم - ترجمة دكتر علی اكبر سيف و خديجه علی آبادی - انتشارت رشد.
۱۰- فلسفهی مشاء - دکتر سيد يحيی يثربی - بوستان کتاب قم.
۱۱- هستی شناسی - عبدالرسول عبوديت - مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خميني.
۱۲- منطق كاربردی - سيد علی اصغر خندان - انتشارات سمت.
۱۳- هستی شناسی تطبيقی ارسطو - غلامرضا رحمانی - بوستان كتاب قم.
۱۴- انديشههای فلسفی در پايان هزارهی دوم - دكتر محمد ضيمران - انتشارات هرمس.
۱۵- كتاب ترديد - دكتر بابك احمدی - نشر مركز.
۱۶- زبان و شناخت - الكساندر لوريا - ترجمهی حبيب الله قاسمزاده - انتشارات انزلي.
۱۷- مرگ سقراط - رومانوگواردينی - ترجمهی محمد حسن لطفی - انتشارات طرح نو.
۱۸- چكيدهای گويا از نهاية الحكمة - محسن غرويان - انتشارات دارالفكر.
۱۹- درآمدی بر مبانی انديشهی اسلامی - جمعی از نويسندگان - مؤسسهی آموزشی و پژوهشی امام خميني.
۲۰- ساخت و كار ذهن - كالين بليك مور - ترجمهی دكتر محمدرضا باطنی - فرهنگ معاصر.
۲۱- تاريخ معرفت شناسی - ديويد و. هاملين - ترجمهی دكتر شاپور اعتماد - پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگي.
۲۲- نقد تفكر فلسفی غرب - اتين ژيلسون - ترجمهی احمد احمدی - انتشارات سمت.
۲۳- فلسفه در قرن بيستم - ژان لاكوست - ترجمهی دكتر رضا داوری - انتشارات سمت.
۲۴- شرح حال و آرای ملاصدرا - استاد سيد جلال الدين آشتيانی - انتشارات دفتر تبليغات اسلامي.
۲۵- شكاكيت - دكتر علی عسگری يزدی - بوستان كتاب قم.
۲۶- ماهيت و انواع تعريف - دكتر نرگس نظرنژاد - مؤسسه علوم انسانی دانشگاه تبريز.
۲۷- علوم پايه - محمد تقی فعالی - نشر دارالصادقين.
۲۸- يونانيان - اچ. دی. اف. کيتو - ترجمهی سيامک عاقلی.
۲۹- نخستين فيلسوفان - دکتر شرف الدين خراسانی شرف - شرکت سهامی کتابهای جيبی.
۳۰- مقدمهای بر فلسفه - ی. م. بوخنسکی - ترجمهی دکتر محمدرضا باطنی - نشر نو.
۳۱- مردان انديشه - براين مگی - ترجمهی عزت الله فولادوند - انتشارات طرح نو.
۳۲- مبانی و تاريخ فلسفهی غرب - ر. ج. هالينگ - ترجمهی عبدالحسين آذرنگ - انتشارات کيهان.
۳۳- مبانی فلسفه - دکتر آصفه آصفی - مؤسسهی انتشارات آگاه.
۳۴- مابعدالطبيعه - ژان وال - ترجمهی دکتر يحيی مهدوی و همکاران - انتشارات خوارزمی.
۳۵- کليات فلسفه - ريچارد پاپکين و آوروم استرول - ترجمهی دکتر سيدجلال الدين مجتبوی - انتشارات حکمت.
۳۶- فلاسفهی بزرگـ(۳ جلد) - آندره کرسون - ترجمهی کاظم عمادی - انتشارات صفی عليشاه.
۳۷- طرحی کوتاه از تاريخ فلسفه - جان ادوارد بنتلی - ترجمهی فريبرز مجيدی - چاپخانهی کيهان.
۳۸- سير تحول انديشه و تفکر عصر جديد در اروپا - دکتر عليرضا رحيمی بروجردی - شرکت چاپ و انتشارات علمی.
۳۹- سوفسطائيان(۲جلد) - دبليو. کی. سی. گاتری - ترجمهی دکتر حسن فتحی - انتشارات فکر روز.
۴۰- سنت ارسطويی و مکتب نو افلاطونی - حسين کلباسی اشتری - مؤسسهی فرهنگی آيه.
۴۱- مشاهير فلسفهی غرب برای جوانان - محمد حسين مردانی نوکنده - مؤسسهی فرهنگی انتشارات گرگان.
۴۲- سفر نفس - دكتر مهدی حائری يزدی - انتشارات نقش جهان.
۴۳- سنت عقلانی اسلامی ايرانی - دكتر سيد حسين نصر - قصيده سرا.
۴۴- سرچشمه های حكمت اشراق - دكتر صمد موحد - انتشارات فراروان.
۴۵- سير حكمت در اروپا - محمدعلی فروغی - انتشارات اميركبير.
۴۶- نظری به زندگی و برخی آرای علامه طباطبايی - مسعود اميد - انتشارات سروش.
۴۷- حكمت دينی و يونانزدگی در عالم اسلام - دكتر محمد مددپور - مركز مطالعات شرقی فرهنگ و هنر.
۴۸- كاوشهای عقل نظری - دكتر مهدی حائری يزدی - انتشارات اميركبير.
۴۹- فارابی - دكتر رضا داوری - انتشارات طرح نو.
۵۰- نظريهی شناخت در فلسفهی اسلامی - دكتر مهدی حائری يزدی - مؤسسهی فرهنگی دانش و انديشهی معاصر.
۵۱- هرم هستی - دكتر مهدی حائری يزدی - مركز ايرانی مطالعهی فرهنگها.
۵۲- علم كلی - دكتر مهدی حائری يزدی - انتشارات حكمت.
۵۳- مطالعات تطبيقی در فلسفهی اسلامی - سعيد شيخ - ترجمهی دكتر مصطفی محقق داماد - انتشارات خوارزمي.
۵۴- منطق - محمد رشاد - نشر انديشه.
55- مسائل تاريخ فلسفه - تئودور اويزرمان - ترجمهی پرويز بابايی - مؤسسهی انتشارات نگاه.
56- ازيقيقن تا يقين(راه نو در معرفت شناسی و متافيزيک) - دکتر سيد يحيی يثربی - بوستان کتاب قم.
ادامه دارد . .
آشنايي با فلسفه اسلامي
|
درس |
نيمسالي |
جبراني |
|
فصل اول |
1 |
5/1 |
|
فصل دوم |
5/0 |
5/0 |
|
فصل سوم |
5/1 |
2 |
|
فصل چهارم |
2 |
5/2 |
|
فصل پنجم |
1 |
1 |
|
فصل ششم |
1 |
5/1 |
|
فصل هفتم |
5/0 |
1 |
|
فصل هشتم |
2 |
2 |
|
فصل نهم |
5/0 |
1 |
|
فصل دهم |
5/0 |
1 |
|
فصل يازدهم |
2 |
3 |
|
فصل دوازدهم |
2 |
5/2 |
|
فصل سيزدهم |
5/0 |
5/0 |
|
جمع نمرات |
15 |
20 |
فلسفه و منطق سال سوم ادبیات و علوم انساني
|
عنوان دروس |
نوبت اول |
نوبت دوم و شهريور | |
|
فلسفه |
فلسفه چيست 1 |
2 |
5/2 |
|
فلسفه چيست 2 |
5/1 | ||
|
فلسفه چيست 3 |
5/1 | ||
|
آغاز فلسفه |
2 |
1 | |
|
شهيد راه حكمت |
2 |
5/1 | |
|
گوهرهاي اصيل و جاودانه |
- |
2 | |
|
علت هاي چهارگانه |
- |
2 | |
|
منطق |
پيدايش و اهميت منطق |
5/ |
25/1 |
|
علم و اقسام آن |
1 | ||
|
فكر و خطاي آن |
5/1 | ||
|
مبحث الفاظ |
5/1 |
75/ | |
|
مبحث تصور جزئي و كلي |
5/2 |
25/1 | |
|
مبحث كليات خمس |
2 |
5/1 | |
|
تعريف |
2 | ||
|
مبحث قضايا |
- |
2 | |
|
احكام قضايا |
- | ||
|
حجت يا استدلال |
- |
1 | |
|
قياس اقتراني |
- |
5/1 | |
|
صورت و ماده ي قياس |
- |
75/ | |
|
صناعات خمس (1) |
- |
5/ | |
|
صناعات خمس (2) |
- |
5/ | |
|
جمع |
|
20 |
20 |
با سلام و آرزوي توفيق روزافزون براي جنابعالي، اميدوارم اين وبلاگ اهداف مورد نظر شما را برآورده سازد.